برادر ارزشی و شجاع ، نماد تغییر و اصلاحات ، رئیس منتصب دولت ، طی مصاحبه ای اعلام فرمودند که حداقل ۳ یا ۴ وزیر زن در کابینه دهم حضور خواهند داشت .
در این فکر رفتم که در جامعه ای چنین مرد سالار که نمایندگان زن مجلس از حق چند همسری مردان دفاع میکنند و همسر سخنگوی دولت ( شمسی پهلوون معروف ) به محمودش ( معجزه هزاره سوم ) توصیه اکید میکند که مبادا با انتخاب مدیران زن به جرگه قرتی ها و سوسولها بپیوندد ، وزرای زنی که ایشان منصوب کنند ، چه نقشی خواهند داشت ؟ زینت المجالس ؟ خالی نبودن عریضه ، نکته انحرافی و یا ... ؟
خاطرم هست در حوالی سال ۷۶ و ۷۷ ، وقتی روزنامه ها هوایی تازه کرده بودند و اصلاحاتی را نوید میدادند ، رنگی چاپ میشدند و در قطع همشهری . کیهان با آن درشت گویی ها و صفحات بزرگش ، خواست که رنگی به کاغذ بپاشد . فکر کنم شمس الواعظین بود که گفت : آنان که سیاه و سپید فکر میکنند ، رنگی نمی نویسند .
از این جریان ، یاد خاطره ای افتادم از دوران طفولیت . بازیهای بچه گانه در خیابانهای داغ بعدالظهرهای تابستان . از شانس بد ، دختر همسن و سال در همسایگی نداشتیم . چند پسر بودیم شاید حدود ۵ و ۶ ساله . و از قضا همسایه جدیدی به محل آمد و لیلا شد همبازی جدیدمان . ساختمانی در حال ساخت آن حوالی بود که هر وقت تنگمان میگرفت ، بر دیوار آن ، آبیاری مختصری میکردیم و این مهم ، کمکم شد بخشی از آداب روزانه مان . روزی لیلا تنگش گرفت و از بد حادثه یکی از بچه ها ، نگاهش رفت به زوایای پنهان و زمزمه ای به نقل خبری مهم و بعد صدای جمعمان که دم گرفته بودیم :
هو ... هو.... لیلا دودول نداره . هو... هو .... لیلا دودول نداره .
هنوز قیافه معصوم دخترک را در خاطر دارم که گریان و جیغ زنان به سمت خانه میدوید شاید از مادر بپرسد دلیل این نقیصه عظیم را . و ما که عظمتی هم در جریاناتمان حس نمیکردیم ، سرمست از غرور که بالاخره از هیچ بهتر است . محیط مردانه بود !
.................................................................
چهلم ندا بود و سهراب . بر مزارشان با آشنائی برخورد کردم و گپی زدیم و در آن بین ، تحسین کرد سیل جمعیت را در آن گرما و آفتاب سوزان و از ته دل و در تشویقشان گفت : واقعا که مردانگی کرده اند . و من عصبانی اخطارش دادم که اینهمه زن را نمیبینی اینجا ؟ مادر سهراب را نمیشنوی که ضجه اش چون شیری غران ، چرت از سر ملتی پرانده است ؟ و نایستادم که بگوید " مردی " یک اصطلاح است . رفتم و در دل گفتم : " واقعا غیورند "
................................................................
و در آخر ، به این بهانه یادی کنیم از فرخ روی پارسا ، اولین وزیر زن ایران که " مردانه " ببخشید ،"غیورانه " وزارت کرد و پس از انقلاب به تیر جهل و تعصب مردسالاران ولایت مدار ، اعدام شد .
این خط را نوشتم از سر خیر خواهی تا به دکتر جو گیر یادآور شوم حکایت کلاغی را که هوس خرامیدن چون کبک کرد و . . .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر