سال ۲۰۰۹ را دوست دارم اینگونه بخوانم:
شروع آخرین سال از اولین دهه از سومین هزاره
یادم میاید سالهای قبل از ۱۹۸۴ را و انتظاری را که کشیدیم برای چگونگی تحقق رویای جرج اورول در کتابی با همین نام را . ۱۹۸۴ هم رسید و تجربه کردیم که کابوس برادر بزرگ اورول نه که به حقیقت نپیوست که به عکس با هوشمندی انسان امروزی ، ارتباطات به شکلی انساندوستانه تر ظهور یافت و اینترنت فضائی به یکسان در اختیار قرارداد تا هر کس صاحب رسانه خود شود و برادرهای بزرگ جای خود را به کلوپها و رومهای بزرگی بدهند که درآنها هر کس خود صاحب رسانه و بزرگ است.
آمدیم تا نزدیکهای سال ۲۰۰۰ . سالی که بسیاری را بر آن باور بود که عطفی است در تاریخ و اردلان سرافراز شعری سرود و داریوش هم آنرا خواند و ما هم زیر لب گفتیم که" سال سقوط است و سال فرار . سال به بن بست رسیدن ، پنجه به دیوار کشیدن . . . " و سال ۲۰۰۰ هم رسید . سال ۲۰۰۰ با دلهره بحران کامپیوترها شروع شد و دیدیم که به همت تعقل و مال اندیشی انسان امروزی ، نه که فاجعه تغییر تاریخ کامپیوتر ها ، اثری بر دنیایمان نگذاشت که بن بستی هم در کار نبود و پنجه ای هم به دیوار نکشیدیم .
پیش بینی های منفی بسیار زیاد دیده است تاریخ . همین سال گذشته بود که رئیس جمهور ایران در یک پیش بینی معطوف به دایی جان ناپلئونیست ، از واقعیتی پرده برداشت که " آنها نخواهند گذاشت اوباما رئیس جمهور شود " . و در تتمه همین سال تاریخ تجربه ای تاریخی کرد و او با همت همه آنها که تغییر را خواستار بودند ، اوبامایی تاریخی شد .
هزاره سوم تاریخ میلادی نیز شروع شد و امسال آخرین سال از اولین دهه اش را خواهد گذراند . سخت به انسان امروزی و تعقلش ایمان دارم . سالهای پیش رو را سالهائی خوب میدانم . سپهر ارتباطات جمعی و سپهر اطلاعات ، جا را برای خطا بسیار محدود کرده است . قبیله دیگر یکنفر نیست . همه ما در قبیله ای به وسعت جهان جمع شده ایم و انسان ، این خالق فضای امروز ، به تاریخ اثبات خواهد کرد که
آری به اتفاق جهان میتوان گرفت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر