۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه

چرا کروبی

پس از آنکه تصمیم به شرکت در انتخابات و دادن رای منفی وگفتن نه به فاشیسم در حال شکل گیری را گرفتم ، لازم میدانم دلایل خود را برای انتخاب تیم کروبی اعلام کنم . ۱- کروبی روحانی است : همه میدانند و میدانیم که شخص اول مملکت که بسیاری از تصمیمات با صلاحدید و نظر ایشان قابل تصویب و اجرا است ، روحانی است و متعلق به نسل اول انقلاب . به اعتقاد من تنها کسانی میتوانند طرح چانه زنی از بالا را پیگیری کنند که در همین حلقه باشند . کسانی که میتوانند خاطراتی را برای یکدیگر یادآوری کنند که در فضای بدون رسانه آزاد ایران امروز ، تنها آنهایند که میدانند . به اصطلاح ریشهایشان را هم قد میکنند و از منافذ موجود ، بهره ای حداقلی بیابند . ۲- کروبی کارشناس نیست : بر خلاف ادعای آن دیگری که مدعی است رئیس جمهور باید کارشناس ارشد باشد تا تصمیم گیری کند ، در فضای خود محور پرور سیاست ایران ، باور دارم که چنین نیست . در چنین فضائی اگر نفر اول خود را عالم بداند ، نظر کارشناسان و متخصصین امر ، مثله شده و به گوش نمیرسد و در اندک زمانی ، خود کامه و دیکتاتوری از بطن آن در میاید که حاصل میشود انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور . یک مدیریت قائل به کارشناسان و مشاورین ، مدیریتی نقد پذیر و قابل انعطاف میگردد . ۳- تیم کروبی : کسانی که در این راه با او همراهند ، تمام ادعاهای زنده سی ساله اخیرند . در حوزه فرهنگ ، دکتر مهاجرانی است و عماد الدین باقی که برگ برنده توسعه سیاسی دولت اصلاحات اند و غلام حسین کرباسچی به عنوان برگ برنده سازندگی در دولت سازندگی . تئورسین قابلی همچون عباس عبدی و خبر رسان قدری همچون محمد قوچانی میتوانند نوید سازمان یافتن رسانه های جمعی باشند و زنی همچون جمیله کدیور با پیشینه خانوادگی کدیورها و همسری دکتر مهاجرانی و شجاعت و درایت شخصی که در مجلس بروزی عیان یافت نیز میتواند نمادی از حضور زن فعال در این تیم باشد . فراموش نکنیم که خانم کروبی هم در زمینه اقتصاد بازار بسیار توانمند و با تجربه و البته قدرتمند است . سایه دکتر سروش و امثال ایشان هم میتواند اعتباری نظری و فکری به جمع داده و آنرا هدایت کند . دکتر نجفی و ابطحی و الویری هم البته از مدیران با سابقه و خوش نام نظامند که در زمینه اداری و اصلاح ساختار آن موثر خواهند بود . ۴- شجاعت شخصی و جویای نام و نشان بودن خود کروبی . ۵- و شاید از همه مهمتر اینکه : کرباسچی در فیلم دومشان حرفی مهم زد . " این پرده آخر است " . این تیم همه آبرو و اعتبار نیم قرنی خود را به داو بسته اند . به باورم آمده اند که بمانند . به باورم این تیم چیزی بیش از قدرت و مقام و پول میخواهد . این تیم چیزی را میخواهد که اگر واقعی باشد ، نفع ایران است . این تیم به دنبال " نام " آمده است . میخواهد در پرده آخر نامی از خود به جای گذارد . بار خود را زیاد کرده است با این خواست . نام ماندگار در تاریخ ، آنهم تاریخ ایران ، کاریست سخت و باریست سنگین . در نهایت ضمن اسطوره نساختن از این جماعت ، کف مطالبات مدنی را در بین کاندیداهای موجود ، در این جمع میتوان مطالبه کرد به باورم . رای خود را به ودیعه نزدشان میگذارم با حفظ حق فسخ . سعی خواهم کرد در مسیر تحقق حداقل مطالبات حمایتشان کنم و در صورت خروج از این مسیر ، خود به نقد و تقابل با ایشان حرکت خواهم کرد . پ.ن. از دوستان فهیم خواهش میکنم جوابهایی که در کامنتها میگذارم را هم عنایت کنند . به نوعی تکمیل همین بحث است .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر