بايگانی وبلاگ
▼
2009
(57)
اکتبر
(1)
سپتامبر
(5)
اوت
(10)
ژوئیهٔ
(14)
ژوئن
(22)
ژانویهٔ
(5)
◄
2008
(2)
دسامبر
(1)
نوامبر
(1)
دوستان
دست نوشته هاي يك مترسك
دفترچه ممنوع ( اوالونا)
بوی خوش زن
کافه کافکا
در جستجوی نا کجا آباد
۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه
شنبه نحس
او با چشمان باز مرد نکند ما با چشمان بسته ، زنده بمانیم
... چی میجوره تو هوا ؟ رفته تو فکر خدا ؟ نه برادر نه برادر تو نخ ابره که بارون بزنه . شالی از خشکی درآد پوکه نشا دون بزنه آخ اگه بارون بزنه . آخ اگه بارون بزنه .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر