یادتان هست بحثهای پیش از انتخابات را ؟ بحث بسیاری بر عدم مشارکت در فضایی بود که حق انتخاب تنها بین بد است و بدتر . آن فضا به تدریج به سمتی رفت که انتخاب بین بد و بدترین و یا به تعبیر من ، انتخاب بین ماکت و کاریکاتور دموکراسی بود از یکطرف و پذیرش بی چون و چرای فاشیسم از طرف دیگر . و این توجیه ، مرا هم بر آن داشت تا بر خلاف باورهای پیشینم ، در این بازی وارد شوم . حس دقیق و قابل پیش بینی و محاسبه " حفظ بازی به هر قیمت " هم بود . حسی که خبر از یک کودتای تمام عیار میداد .
تا اینجای کار محاسبات درست از آب در آمده است . پس از آن هم که با شورشی کور به اعتراض شروع شد و دو روز اول غوغایی بود بدون صاحب و بدون مدیریت . و از روز سوم و با ورود مدعیان ریاست جمهوری در تقابل با کودتاچیان ، بازی به عرصه دیگری وارد شد . حق خواهی و مبارزه .
در مراسم شب هفت دموکراسی نیم بند و جمهوریت نظام ، شخص اول مملکت وارد عرصه شد و با خطبه ای ، فصل الخطاب جریانات را اعلام کرد . بازی تمام شده است . روی همدیگر را ببوسید و تمام . اگر هم بخواهید ادامه دهید ، شحنه و داروغه دهانتان را میبویند و می ...
اما عده ای آنروز حواسشان نبود . دانشجویان در حال درس خواندن بودند و کنکوریها در حال تست زدن . زنان درگیر غذا پختن بودند و مردان در حال دوش گرفتن واجب جمعه . مدعیان رهبری معترضین هم گویا حواسشان به تاجی بود که بر زمین افتاده و هر که زودتر بردارد پیروز میدان است . متفکرین و فعالان سیاسی هم که در زندان بودند و تلویزیون نداشتند . خلاصه بسیاری گویا آن پیام مهم را نشنیدند و شنبه روز دیگری بود . هزاران نیرو با لباس و بی لباس ، با چماق و بیل و کلنگ و توپ و تانک و بسیجی که حدس میزدند شاید برخی گوششان سنگین است ، در انتظارشان بودند . ندایی آمد آب بخوره ، افتاد و دندونش شکست . چشمان نگرانش هم باز بود و چشمان بسته را به چالش میکشید . بازی تمام نشده ، باز شروع شد .
توپ از کنار دروازه به اوت رفت و دروازه بان هم شوتی با تمام دق دلش زد و توپ رفت در میدان حریف .
امروز ، روز بازی حاکمیت است . دقیقا همان حالی که ده روز پیش بر ملت رفت ، امروز بر آنان میرود . انتخاب . اما نه از نوع آزاد آن . انتخاب بین بد و بدتر . و این تنها گزینه های پیش روی آنان است . یا باید تن داد به خواست ملتی و با رفراندمی به ابطال انتخابات و قربانی کردن طیفی نزدیک رضایت داد - که این بد است - و یا باید تن داد به واگذار کردن کل بازی - و این حتما بدتر است - .
ما که به بد رضایت دادیم . تا امروز که بد هم از آب در نیامده . تا آنان چه کنند .
۱۳۸۸ تیر ۱, دوشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر