من به دنیا آمدم . و همه چیز با من زاده شد . درخت جلوی خانه من ، با آمدن من بود که شد درخت جلوی خانه من . تا قبل از آن هم درخت بود اما با آمدن من ، نامش عوض شد . شد درخت جلوی خانه من . مادر من همزمان با من بدنیا آمد . تا قبل از آن هم بود اما نام مادر من ، وقتی بر او نقش بست که من آمدم . پدر من ، فامیل من ، اتاق من ، شهر من و دنیای من . هیچکدام تا قبل از آمدن من چنین نامی نداشته اند . همه با هم به دنیا آمدیم .
با رفتن من ، هر چه هست ، میشود مال او . در خت جلوی خانه او ، مادر او ، فامیل او ، اتاق او ، شهر او و دنیای او .
از این من به آن او رسیدن ، طول زندگی ما است .
با رفتن کسی ، لنگه کفش او به موزه میرود و بها میابد و با رفتن کس دیگری ، همه چیزش هم با خودش میرود . گاهی هم باید هر چه از او مانده سوزاند تا مگر یاد منحوسش جایی بماند . گاهی هم تک جمله هایی از او میماند که مثلا پسرش بگوید به قول پدر مرحومم . گاهی کتابهایی از او میماند تا دیگران بگویند همانگونه که زنده یاد فلانی گفته ... . گاهی ایل و طایفه ای از او میماند یادگار لحظات لذتش . گاهی زیر پلی به تنهایی میرود و رفته میشود و تمام .
از آن من به این او رسیدن ، طول زندگی ما است .
چقدر حاشیه رفتم تا بلکه کسی بگوید ۲۱ خرداد ، تولدت مبارک .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر