۱۳۸۸ تیر ۱۸, پنجشنبه

حال همه ما خوب است ، اما تو باور نکن .

نازلی سخن بگو . باز هم بحث اعترافات مطرح است . کسانی که سالهاست و برخی عمری است فعالیت سیاسی میکنند و این روزها در بندند . بازجو ، اینکاره است . خرگوش را به ضرب و جمع و تفریق ، خرس خاکستری نشان میدهد و خرگوش بیچاره ، تا هفت نسلش را میشمرد که همه از خرسهای معروف و به نام بوده اند . فیلمی تهیه میشود و با ابزاری کارامد چون رسانه ملی ، به ماتحت شهروندان آگاه و همیشه در صحنه ، تنقیه میگردد . و صد البته که همگان هم با جان و دل باور میکنند . درست مانند نمودارهای اقتصادی که باورمان شد و تعداد و نسبت آرا که یاورمان را استاد کرد . میگویند در زمان حضور شوروی سابق ، کسی از آلمان شرقی برای کار به سیبری میرفت . پیش از سفر ، به دوستان رمزی داد و قرار گذاشت که با توجه به سانسور و تفتیش عقایدی که در آنجا شنیده بود ، اگر نامه هایش را با جوهر آبی نوشت ، یعنی واقعیت است و اگر با جوهر قرمز نوشت یعنی زیر فشار بوده و آنها باور نکنند . پس از مدتی ، اولین نامه او رسید . با جوهر آبی . دوستان همه جمع شدند که این نامه واقعیات است و خواندن دارد . چنین نوشته بود که : اینجا همه چیز خوب است . فراوانی نعمت . آزادی بی حصر . بحثهای زنده و بی قید . زنان زیبا و شهرهای آباد و شاد . تنها مشکلی کوچک اینجا هست و آنهم اینکه جوهر قرمز گیر نمیاید !

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر