۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه

جمهوری ایرانی

بیش از صد سال میگذرد از آن زمان که ملت ایران ، پیشرو و آزاداندیش ، چیزی خواست که نمود آن را میتوان در چند روز اخیر جستجو کرد . مشروطه . کلامی آوانگارد در زمان خودش که شاید از اولین جمهوری خواهی ها در سطح جهان به شمار میرود . آنزمان نیروی عظیم روحانیت ، به شدت از این خواست ترسید . شیخی پیدا شد فضل الله نام تا که مشروعه را جایگزین مشروطه کند . شیخ فضل الله نوری ، سر خود را بر دار داد و جالب اینکه در چنین روزهایی بود در تاریخ که او را دیدند چون پاندول زمان ، بر طنابی آویزان است . زمان نایستاد و پاندول آنقدر جلو و عقب رفت تا رسید به کتابی از آقای خمینی به نام ولایت فقیه . همان خواست مشروعه . همان که میگوید ، حکومت اسلامی ، مشروعیت را از خدا میگیرد و مقبولیت را از مردم . اما ایشان تاکید داشت بر جمهوری اسلامی ایران ، نه یک کلام بیش و نه یک کلام کم . و این قاطعیت ، در مقابل آندسته از روحانیون تمامیت طلبی بود که حکومت اسلامی را مناسب تر از جمهوری اسلامی میدانستند . در عمل بر ملت ایران ثابت شد که دعوا بر سر لغت است . جمهوری شیک تر است و مدرن تر . و الی در حیطه واقعیت ، هر دو یک راه را میروند . و اینجا بود که بسیاری به این بلوغ رسیدند که پارادوکس دموکراسی دینی ، اصولا ممکن نیست . از پنج شنبه ای که چهلم کشته گان اخیر بود ، ندایی آمد در بین جمع و شعاری جدید در گرفت : استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی به باورم این ، یعنی بلوغ . یعنی رسیدن به آنچه بیش از صد سال است که خواست ملت بوده و هست . اما آقای موسوی ، آنچنان دستپاچه شد که در کسری از ثانیه در سایت قلم بیانیه صادر کرد که نخیر . چنین نیست . ملت همان جمهوری اسلامی را میخواهد . نه یک کلام بیش و نه یک کلام کم . برادر گرامی ، جناب مهندس موسوی عزیز . از شما چنین فرمایشی بعید نیست . شما از اول هم گفته اید که به دنبال خط امامتان هستید . اما ما هم رسالتی داریم . لعنت میفرستیم بر روشنفکران زمان آن شیخ که گذاردند این چنین مشروطه شان را بدزدند . لعنت آینده گان بر ما باد اگر بگذاریم این خواست به حق ما را بدزدید . خواست ما جمهوری ایران است . نه یک کلام بیش و نه یک کلام کم .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر