۱۳۸۸ تیر ۶, شنبه
در خیابان میکشند . در کوچه های خلوت آن کار دیگر میکنند .
به راستی
آن چشمان باز
چه ندایی سر داد
که این شحنه گان دون
بر مرده اش هم هنوز شمشیر میکشند
سخنان گهر بار آقای خاتمی در نماز دیروز و نطق دیگران پیرامون ندای ملت ایران ، قلب را به درد میاورد . باورم این است که آنها نیز دردشان آمده و این هذیانها بر اثر همان درد است .
مقاله ای خواندم از " ژیژک " قیلسوف پر آوازه معاصر . " آیا گربه به دره سقوط خواهد کرد ؟ "
" ... همه ما با این صحنه کلاسیک کارتونی آشنایی داریم: گربه به پرتگاهی میرسد، اما به راه رفتنش ادامه میدهد، و این حقیقت را که دیگر زمینی زیر پایش نیست نادیده میگیرد؛ فقط هنگامی افتادنش آغاز میشود که به پایین نگاه میکند و ژرفای دره را میبیند. رژیمی که اقتدارش را از دست میدهد، شبیه همان گربه بالای پرتگاه است: برای افتادن فقط کافیست که یادش بیاندازید به پایین نگاهی بیاندازد..."
پیشنهاد میکنم کل مقاله را در ادامه مطلب پیگیری کنید . بسیار گویا است .
در ضمن عزیزان ساکن شهرستانها هم به بهانه موقعیت امنیتی از مسئولیت بزرگ خود شانه خالی نکنند . لازم نیست همه فریاد بزنند . گاهی اطلاع رسانی و روشنگری ارزشی افزون دارد . با اطرافیانتان حرف بزنید . وبلاگ هایتان را به یکدیگر معرفی کنید و در آنها اطلاعات مناسب را به مشارکت بگذارید . اینگونه اطلاعات را ما نباید پیدا کنیم . وقت شما آزاد تر است . پس کمک کنید . دنیای امروز ، دنیای اطلاعات و ارتباطات جمعی است . هر حرکتی هم باید در همین راستا باشد . رمز پیروزی ما همین سپهر وسیع ارتباطات است .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر