۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

آخرین فرصت

ظرفیت جنبش مردم بیش از توان مهندس موسوی شده است . خواسته ها و مطالبات ، شعارها و روشها ، حرکت ها و بودن ها ، همه و همه بیش از توان مهندس شده است . او خود هم میداند و اطرافیان او هم میدانند . جامعه در حال عبور از موسوی است . موج سبز ، سبز می اندیشد و به فکر رشد است . در حال رشد است . اما این مهندس دوران انقلاب ۵۷ ، هنوز خود را رهرو و پیرو امامش میداند و هنوز در انتظار اخذ مجوز تجمع از وزارت کشوری است که در اشغال کودتاست . نماز جمعه این هفته تهران به امامت هاشمی رفسنجانی است . غایب و ساکت بزرگی که از دل دولتش ، حزب کارگزاران سازندگی ایران جوشید و بر کسی پوشیده نیست که آن جمعیت تکنوکرات و شهردار وقت تهران ( کرباسچی) که او هم منتسب به هاشمی بود ، در انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری بیشترین تاثیر را داشته اند . کسی که دخترش نماینده اول تهران شد و زن را راه انداخت . روزنامه ای که به دلیل چاپ پیام تبریک فرح پهلوی-دیبا به مناسبت عید نوروز ، توقیف شد . کسی که در انتخابات اخیر ، به ادعای احمدی نژاد ، صحنه گردان جنبش سبز حمایت از موسوی بود . تصورم اینست که حضور آقایان موسوی ، خاتمی و کروبی و فراخوان آنان برای حضور وزین مردم در شمار بالا و سبز کردن صحنه این مراسم ، آخرین فرصت موسوی است برای ماندن در راس جنبش . حضور آنان بر دوش این موج سبز ، معانی مختلفی دارد و محاسنی بسیار که توضیح آن از حوصله این مقال خارج مینماید اما حداقل آن ، یک حضور میلیونی دیگر و بدون درگیری خواهد بود که ضمن اعلام وجود ، تکلیف جنبش را با راس خود و همچنین تکلیف آقای هاشمی را روشن میکند . اگر به طرف مردم غش کند که شروعی بزرگ است و اگر به سمت نظام ، شروعی بزرگتر . دستها رو میشود و حرکت از احساس به منطق میگراید . آیا مهندس موسوی از آخرین فرصت خود استفاده خواهد کرد و یا اجازه میدهد که موج سبز ملت از او عبور کرده و رادیکالتر و حق خواهانه تر ، رهبری جدید را طلب نماید. این آخرین فرصت برای مهندس و یکی از صدها فرصت ملت ایران است .
پ.ن. وقتی شنیدم که بیش از پنجاه نفر از هموطنانمان در جریان اعتراضات اخیر کشته شده اند و کودتاچیان ، هنوز پیکر آنها را به خانواده شان تحویل نداده اند ، اگر هنوز اشکی نیامده بود ، آمد . یاد شعری از اخوان افتادم در رثای مصدق بزرگ :
امروز
ما شکسته ما خسته
ای شما به جای ما پیروز
این شکست و پیروزی به کامتان خوش باد
هر چه می خندیدهر چه می زنید ، می بندید
هر چه می برید ، می بارید
خوش به کامتان اما
نعش این عزیز ما را هم به خاک بسپارید

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر