۱۳۸۸ مرداد ۴, یکشنبه

تصاحب و تملک

چندی پیش متنی خواندم و بر آن خطی نوشتم که نیاز به توضیح بیشتر دارد و بحث بر آن ،که در جای جای زندگی ، بسیار موثر است و در خور توجه . تفاوت بین دو واژه که در بیان ، بسیار نزدیک مینماید و در مفهوم ، بسیار دور . " تصاحب " و " تملک". تصور کنیم به تفریحی در کنار جویی بساطی پهن کرده ایم . سایه درختی است و دورنمایی خوش . گلیمی انداخته ایم و قدری دورتر منقلی و بساط کبابی . گروهی دیگر از راه میرسند و میخواهند که بساطمان را برچینیم که آنها این نقطه را برای جلوسشان زیبا یافته اند . بدون شک مدعی خواهیم شد که اینجا مال ماست . ما اول آمده ایم . و اینجا ، جایی که تا ساعتی پیش مال هیچکس نبوده ، اکنون حق ما به حساب میاید . و این میشود تصاحب . ساعتی بعد هم بر میچینیم و میرویم . حال تصور کنید که قطعه زمینی را در کنجی به سندیت دفترچه ای خریده اید . آن ملک شماست . بر آن تملک دارید . چه بساطی بر آن بیفکنید و چه خالی و بایر بیندازیدش به امان همان دفترچه درون گاوصندوقتان . و این همان واژه " تملک " است . تصاحب و تملک را در جای جای زندگی میتوان پیدا کرد . از نشستن در یک تاکسی گرفته تا صندلی رستوران و یا روابط انسانی . ارتباط با دوست دختر و پسر و یا رفتن به حجره یک روسپی . همه و همه تصاحب است . و بسیاری روابط دیگر جزو تملکهاست . انسان امروزی در دنیای متمدن ، بیشتر به دنبال تصاحب هاست . مدتی است که دیگر دل به تملک نمیبندد . هر چند که در این گوشه دنیا ، هنوز هم تملک حرف اول را میزند و قانون هم ، پشتوانه آن است و شرع و عرف هم حمایتش میکند . به راستی ، در این چند روزه زندگی ، کدام با ارزش تر است ؟ بساطت را هر جا خواستی بگستری و یا قطعه ای را چهار دیوار کنی به نام خودت ؟ با دلت باشی و روابط آزاد پیشه کنی و یا عمری محکوم به همخانگی شوی با کسی که قباله ات به نامش است ؟ به هر جای دنیا که مناسب تر میابی کوچ کنی و یا تا همیشه پایبند یک مرز و بوم باشی ؟ دین و اعتقادات و هزار چیز دیگر را هم بدان بیفزایید و مقایسه کنید . من به شخصه ، تصاحب را متمدنانه تر از تملک میدانم . بحث کنیم و باور ها را به چالش کشیم .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر