لپ تاپ ، کامپیوتر شخصی من است . مملو از فولدرهای شخصی و اطلاعات شخصی . هدفونی دارم که ساعات یا لحظات شخصی زیبایی را با موسیقی و نواهایی که شخصا دوست دارم برایم زیبا میکند . وبلاگ فضای رسانه ای شخصی من است . دستگاهی دارم با مانیتور چهار اینچی که برخی از شبها ، فیلمی را در آن میبینم . در حالی که بر تختی دو نفره لمیده ام و از صفحه ای شخصی ، دنیای اشخاص دیگر را میبینم . همه و همه شخصی است . امکانات شخصی دیگری هم هست . مانند ماشین و تلفن همراه و پست الکترونیک و غیره که همه با آنها سر و کار داریم . و آینده خبر از شخصی های بزرگتری هم میدهد . مانند شبکه تلویزیونی که خودت راه بیندازی به سهولت وبلاگ و یا سفارشی شدن کالاهایی که تنها برای یک نفر تولید میشوند . و آنهم بسیار شدنی و در دسترس .
در دنیایی که اینگونه همه چیز شخصی میشود ، جمع و گروه و گردهم آیی ، چگونه معنا میشود و متعاقب آن ، کار گروهی . کاری که بر پایه گروه ، یعنی جمعی از همین شخص های شخص محور صورت خواهد پذیرفت .
اینجاست که سوالی مشترک مابین افرادی شخص محور ، علمی را پدید آورد و نظریه ای جهانی را که به " سیبرنتیک " مشهور شد . علمی که میتوان آنرا مطالعات بین رشته ها دانست . اجماعی که میتواند بین عالمان صورت گیرد . و به تبع آن ، اطاقهای فکر شکل گرفت و میزهای سیبرنتیک به جای میز گرد .
فرض کنیم که قرار باشد عروسکی تولید شود . شخصی با علم روانشناسی کودک دور میز مینشیتد . شخصی مسلط به جامعه شناسی . دیگری در علم مواد است . دیگری هنرمندی است با شناخت زیبایی شناسی . متخصص رنگها . پزشک . طراح . بازاریاب . مفسر اقتصاد . سیاست مدار و . . .
همه و همه ، از پنجره دید و علم خود ، در خصوص موضوعی مشترک که همان عروسک است ، بحث میکنند و تبادل نظر میشود و حاصل ، موجودی است که بازار و قلوب جهان را تسخیر خواهد کرد . میزی که این اشخاص به شدت شخصی دور آن مینشینند ( حتی در عالم مجازی ) ، همان میز سیبرنتیک است . یا همان تینک تنک و یا اطاق فکر .
دیر زمانی ، تولید و باز تولید اطلاعات ، حرف اول را بین دانایان اجتماع میزذ و امروز ، در دیگری باز شده است و نیازی دیگر . امروز " مدیریت اطلاعات" است که حرف اول را میزند و کار جمعی میطلبد . به دنیای مدیریت اطلاعات خوش آمدید .
زمانی ، وبلاگها بیان کننده آرای افراد بود و این ، آنقدر پیش رفت که تعداد وبلاگها از تعداد وبلاگ خوانها بیشتر شد . امروز روز دیگری است . باید وبگاههایی جمعی ساخت . بر مقوله ای خاص ، همه بنویسیم و آنرا پراکنده نگذاریم . مدیریت اطلاعات کنیم . کاری که سرچ انجین ها میکنند . مانند گوگل ، یاهو و دیگران . مدیریت اطلاعات .
و اما گریزی هم بزنیم به صحرای کربلا . جنبش سبز مردم ایران که فازی جدید در مبارزات مردمی جهان ایجاد کرد . جنبشی که در کف خیابان شکل گرفت و در سپهر اطلاعات و ارتباطات جمعی ، انعکاسی عظیم یافت و بهترین بهره را از نیروی انسانی مدرن و ابزار روز ، به نمایش گذارد . سیبرنتیک به کمک یک ملت آمد . میزی چیده شد که همگان امکان ابراز عقاید خود را پیرامون موضوعی خاص یافتند . محصولی که از این اطاق فکر جهانی حاصل خواهد شد ، با مدیریت همه اطلاعات و بهره گیری مدبرانه جمعی از آن، فصل جدیدی در الگوهای حکومتی دنیای امروز خواهد بود . و اینهمه را در گرو کار جمعی ، تبادل آرا و مدیریت اطلاعات میدانم .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر